دیوان حافظ · غزل ۱۶۱
فال حافظ غزل ۱۶۱: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
مضمون: خیر پنهان
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
◆ بیت شاهد فال
هر کو نکند فهمی زین کلک خیالانگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وآن پردهنشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کهاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
معنی واژههای دشوار
- شعر تر
- شعر لطیف و تازه
- حزین
- اندوهگین و غمناک
- انگشتری زنهار
- انگشتری که به نشانه امان دادن میبخشیدند
- طعن
- سرزنش و نکوهش
- کلک
- قلم
- صورتگر چین
- نقاش چیرهدست چینی؛ نماد نقاشی استادانه
- شاهد بازاری
- زیباروی آشکار و در دسترس همه
- روز پسین
- روز واپسین، رستاخیز
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با نکتهای ساده آغاز میکند: دل اندوهگین شعر تر نمیسراید. یعنی تا غم بر خاطرت چیره است، بهترین توان تو شکوفا نمیشود؛ پس نخستین پیام فال، رها شدن از اندوه بیحاصل است. او میگوید اگر از لعل لب یار انگشتری امان بیابم، صد ملک سلیمان زیر نگین من است؛ گاهی یک نشانه مهر از هر ثروتی گرانتر است. بیت شاهد اما دلگرمی ویژهای برای توست: ای دل، از طعن حسود غمناک مباش، شاید چون نیک بنگری، خیر تو در همین باشد. سرزنشی که امروز آزارت میدهد، ممکن است فردا سبب بیداری یا راهی بهتر شود. حافظ یادآوری میکند که در دایره قسمت، جام می و خون دل هر کدام به کسی داده شده، و حکم ازل چنین بود که گل در بازار باشد و گلاب در پرده. هر کس جایگاه و نقش خود را دارد؛ خود را با دیگران مقایسه نکن. در روزهای پیش رو، آرامشت را نگه دار؛ خیری پنهان در راه است.
راهنمایی برای نیت شما
امروز به حرف بدگویان بیش از اندازه فکر نکن. اگر انتقادی درست در آن هست، برگیر و باقی را رها کن. خود را با دیگران مقایسه نکن؛ هر کس سهم و راه خود را دارد. کاری خلاقانه یا دلپذیر انجام بده تا غم از خاطرت برود و توان واقعیات بیدار شود.