دیوان حافظ · غزل ۲۵۹
فال حافظ غزل ۲۵۹: منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
مضمون: پایداری در راه
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
چه شکر گویمت ای کارساز بندهنواز؟
نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی
که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
◆ بیت شاهد فال
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
در این مقام مجازی به جز پیاله مگیر
در این سراچه بازیچه غیر عشق مباز
به نیمبوسه دعایی بخر ز اهل دلی
که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز
معنی واژههای دشوار
- کارساز
- ساماندهنده کارها؛ صفت خداوند
- بندهنواز
- مهربان و نوازنده بندگان
- کیمیا
- مادهای که مس را به زر بدل میکند
- عنان متاب
- روی برمگردان؛ از راه بازمگرد
- مقام مجازی
- جهان غیرحقیقی و گذرا
- سراچه
- خانه کوچک؛ کنایه از دنیا
- کید
- مکر و حیله
- حجاز و عراق
- دو سرزمین؛ نیز نام دو مقام موسیقی
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با شکرگزاری از کارساز بندهنواز آغاز میکند، زیرا دیدهاش به دیدار دوست گشوده شده است. اما پیام اصلی فال تو در بیت شاهد نهفته است: ای دل، از مشکلات راه عنان متاب، که مرد راه از نشیب و فراز نمیاندیشد. گویا در مسیری که برگزیدهای به دشواریهایی رسیدهای و گاهی وسوسه بازگشت به سراغت میآید. حافظ میگوید غبار راه را از چهره نشوی، چون خاک کوی نیاز، کیمیای مراد است؛ یعنی همین فروتنی و تلاش است که مس وجودت را زر میکند. او حتی میگوید طهارت عاشق با خون جگر است؛ رسیدن به مقصود بیرنج نیست. در این سراچه بازیچه، یعنی دنیای گذرا، جز عشق بازی دیگری را جدی مگیر. نکتهای لطیف هم دارد: دعای اهل دل را به جان بخر، که تو را از کید دشمن نگه میدارد. پس با دلی استوار و دعای نیکان پیش برو، که آوازه کوشش تو چون غزل حافظ دور خواهد رفت.
راهنمایی برای نیت شما
در برابر سختیهای این مرحله عقبنشینی نکن؛ این دشواریها بخشی از راهاند، نه نشانه شکست. به آنچه واقعاً ارزش دارد بچسب و درگیر بازیهای بیحاصل اطرافت نشو. از دعای خیر و همراهی آدمهای پاکدل غافل مباش و از آنان یاری بخواه. با پشتکار پیش برو.