دیوان حافظ · غزل ۱۶۳
فال حافظ غزل ۱۶۳: گل بیرخ یار خوش نباشد
مضمون: حضور یار
گل بیرخ یار خوش نباشد
بیباده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بیلالهعذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل
بیصوت هزار خوش نباشد
با یار شکرلب گلاندام
بیبوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد
جز نقش نگار خوش نباشد
◆ بیت شاهد فال
جان نقد محقر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
معنی واژههای دشوار
- طرف چمن
- کنار و گوشه چمن
- لالهعذار
- کسی که گونهای سرخ چون لاله دارد
- هزار
- بلبل، هزاردستان
- گلاندام
- دارای اندامی لطیف چون گل
- بوس و کنار
- بوسه و در آغوش گرفتن
- نقد محقر
- سرمایه ناچیز و اندک
- نثار
- آنچه بر سر کسی میافشانند، پیشکش
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل کوتاه با ردیف خوش نباشد، رازی ساده اما ژرف را بازگو میکند: هیچ زیباییای بیحضور یار کامل نیست. گل بیروی یار، بهار بیباده، گشت در چمن بیلالهعذار، و رقص سرو بیآواز بلبل، همه بیرنگ و بیروحاند. شاید تو نیز این روزها با همه آنچه داری، کمبودی را حس میکنی؛ گویی تکهای از زندگیات گم شده است. بیت شاهد به تو میگوید هر نقشی که دست عقل ببندد، جز نقش نگار خوش نیست. یعنی برنامهها و حسابهای عقلانی لازماند، اما اگر دل در آنها حاضر نباشد، شادی واقعی نمیآورند. پیام فال این است که به آنچه دلت را زنده میکند بها بدهی و آن را فدای حسابهای خشک نکنی. حافظ در پایان با فروتنی میگوید جان نقدی ناچیز است و برای نثار یار شایسته نیست؛ یعنی عشق راستین همیشه خود را بدهکار میداند. در روزهای پیش رو، بیش از هر چیز به پیوندهای دلیات بپرداز؛ همانها رنگ بهار را به زندگیات بازمیگردانند.
راهنمایی برای نیت شما
امروز از خودت بپرس چه چیزی یا چه کسی جای خالیاش در زندگیات حس میشود. اگر ممکن است، برای نزدیک شدن به او قدمی بردار. در تصمیمهایت فقط حسابوکتاب را معیار نکن و به ندای دلت هم گوش بده. برای عزیزانت وقت بگذار؛ حضور، گرانبهاترین هدیه است.