دیوان حافظ · غزل ۲۷۸
فال حافظ غزل ۲۷۸: شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
مضمون: بزرگی در فروتنی
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سماط دهر دونپرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
به شرط آن که ننمایی به کجطبعان دلکورش
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
◆ بیت شاهد فال
کمان ابروی جانان نمیپیچد سر از حافظ
ولیکن خنده میآید بدین بازوی بیزورش
معنی واژههای دشوار
- مردافکن
- بسیار نیرومند که مرد را از پا درآورد
- سماط
- سفره
- دونپرور
- پرورنده فرومایگان
- مذاق
- ذائقه، کام
- لعب
- بازی
- زهره چنگی
- سیاره زهره که خنیاگر فلک پنداشته میشد
- مریخ سلحشور
- سیاره بهرام که جنگاور فلک پنداشته میشد
- حشمت
- شکوه و جاه
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از شر و شور دنیا خسته است و شرابی مردافکن میطلبد تا دمی از هیاهوی روزگار بیاساید. او میگوید سفره دهر فرومایهپرور شهد آسایش ندارد؛ پس کام دل را از حرص و آز بشوی. یادآوری میکند که نمیتوان از مکر آسمان و بازی زهره چنگی و مریخ سلحشور ایمن بود و از بهرام گور یاد میکند که این صحرا را پیمود و اکنون نه بهرام مانده و نه گورش. یعنی شکوه دنیا گذراست و دل بستن به آن آرامش نمیآورد. اما بیت شاهد این فال، کلید بزرگی واقعی را نشان میدهد: نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست؛ سلیمان با همه حشمتش به مور نیز نظر داشت. این پیام برای تو آن است که هرچه جایگاهت بالاتر رود، فروتنی و توجه به کوچکترها تو را بزرگتر میکند. حافظ راز روزگار را تنها به کسی نشان میدهد که آن را پیش کجطبعان فاش نکند. پس با دلی بیآز و نگاهی مهربان پیش برو.
راهنمایی برای نیت شما
از حرص و چشموهمچشمی فاصله بگیر و بدان که شکوه دنیا ماندنی نیست. اگر در جایگاهی بالاتر قرار داری، به کسانی که کمتر دیده میشوند توجه کن و دستشان را بگیر؛ همین کار برکت میآورد. برای رهایی از فشار روزها، آرامشی سالم و سنجیده بیاب. رازهای ارزشمندت را پیش بدخواهان آشکار نکن.