دیوان حافظ · غزل ۱۶۹
فال حافظ غزل ۱۶۹: یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد؟
مضمون: سوار میدان مروت
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
آب حیوان تیرهگون شد خضر فرخپی کجاست؟
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد؟
کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی
حقشناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد؟ شهر یاران را چه شد؟
گوی توفیق و کرامت در میان افکندهاند
کس به میدان در نمیآید سواران را چه شد؟
◆ بیت شاهد فال
صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت؟
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد؟
حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش
از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد؟
معنی واژههای دشوار
- آب حیوان
- آب زندگانی، چشمه جاودانگی
- خضر فرخپی
- خضر خجستهقدم، یابنده آب حیات
- کان مروت
- معدن جوانمردی
- شهر یاران
- شهر دوستان؛ به ایهام شهریاران و پادشاهان
- گوی توفیق
- گوی کامیابی که در میدان چوگان افکندهاند
- عندلیب
- بلبل
- زهره
- ناهید؛ ستارهای که نوازنده فلک پنداشته میشد
- عود
- سازی زهی؛ نیز چوبی خوشبو
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل فریادی از دل تنهایی است. حافظ پیوسته میپرسد: یاران را چه شد؟ دوستی کی به پایان رسید؟ آب حیات تیره شده و خضر خجستهقدم پیدا نیست، صدهزار گل شکفته اما بانگ هیچ بلبلی برنخاسته است. شاید تو نیز این روزها احساس میکنی وفا کمیاب شده و کسی آنگونه که انتظار داری در کنارت نیست. حافظ این دلتنگی را انکار نمیکند؛ اما بیت شاهد نکتهای پنهان دارد: گوی توفیق و کرامت را در میان افکندهاند، اما کسی به میدان نمیآید؛ سواران را چه شد؟ یعنی فرصت نیکی و بزرگی همچنان در میدان است و تنها سواری میخواهد که دل به میدان بزند. پیام فال برای تو این است: بهجای آنکه منتظر بمانی دیگران مهربانی کنند، خودت آن سوار باش. اگر لعلی از کان مروت برنمیآید، تو نخستین گوهر باش. حافظ در پایان میگوید اسرار الهی را کس نمیداند، خاموش باش؛ پس از گله بیپایان بپرهیز و به کار بپرداز. یاران تازه با نخستین گام تو پیدا میشوند.
راهنمایی برای نیت شما
امروز بهجای گلایه از بیوفایی دیگران، خودت پیشقدم شو. به دوستی قدیمی زنگ بزن، از همکاری دلجویی کن یا به کسی که نیاز دارد کمک کن. فرصتهایی که دیگران از آن غافلاند، میدان توست؛ با جرئت واردش شو. مهربانی واگیردار است و یاران تازه را به سویت میآورد.