پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۷۰

فال حافظ غزل ۱۷۰: زاهد خلوت‌نشین دوش به میخانه شد

مضمون: ثمر اشک‌های سحر

زاهد خلوت‌نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

باز به پیرانه‌سر عاشق و دیوانه شد

مغ‌بچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

قطره باران ما گوهر یک‌دانه شد

◆ بیت شاهد فال

نرگس ساقی بخواند آیت افسون‌گری

حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دل‌دار رفت جان بر جانانه شد

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

زاهد خلوت‌نشین
پارسای گوشه‌گیر
پیمان و پیمانه
عهد و جام شراب؛ جناس
فرزانه
دانا و خردمند
پیرانه‌سر
در روزگار پیری
مغ‌بچه
جوان خدمتگزار میکده
آیت
آیه، نشانه
اوراد
جمع ورد؛ ذکرها و دعاها
بارگه
بارگاه، درگاه بزرگان

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل از دگرگونی‌های شگفت سخن می‌گوید: زاهد خلوت‌نشین دیشب به میخانه رفت، از سر پیمان گذشت و با سر پیمانه شد؛ صوفی که دیروز جام می‌شکست، با یک جرعه فرزانه شد؛ و آن که شاهد جوانی را به خواب دیده بود، در پیری دوباره عاشق شد. پیام نخست فال این است که هیچ حالی ماندگار نیست و دل‌ها ناگهان دگرگون می‌شوند؛ پس از تغییری که در خود یا دیگری می‌بینی نترس. بیت شاهد نوید روشنی دارد: شکر که گریه شام و سحر ضایع نشد و قطره باران ما گوهر یک‌دانه شد. یعنی رنج‌ها، اشک‌ها و دعاهایی که در این مدت داشته‌ای، بی‌ثمر نمانده و به ثمری ارزشمند تبدیل شده است. حافظ هشدار هم می‌دهد که آتش رخ گل خرمن بلبل را سوخت و شمع آفت پروانه شد؛ در شور تازه‌ات، خودت را نسوزان. سرانجام می‌گوید منزل حافظ اکنون بارگاه پادشاست؛ دل به دلدار و جان به جانانه رسید. فال تو خبر از رسیدن دارد.

راهنمایی برای نیت شما

امروز به خودت یادآوری کن که کوشش‌ها و صبرت بی‌نتیجه نبوده است. نشانه‌های کوچک پیشرفت را ببین و قدرشان را بدان. اگر احساسی تازه یا تصمیمی غیرمنتظره در دلت جوانه زده، با آن مهربان باش، اما سنجیده پیش برو تا شور زیاد تو را نسوزاند. سپاسگزاری را فراموش نکن.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال