دیوان حافظ · غزل ۱۹
فال حافظ غزل ۱۹: ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟
مضمون: جستوجو و پذیرش
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟
منزل آن مه عاشقکش عیار کجاست؟
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست؟
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هشیار کجاست؟
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست؟
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست؟
باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست؟
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بییار مهیا نشود یار کجاست؟
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بیخار کجاست؟
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- عیار
- زیرک و چالاک؛ در شعر، دلربای بیباک
- وادی ایمن
- درهای که موسی در آن ندای حق را شنید
- آتش طور
- آتشی که موسی بر کوه طور دید
- موعد
- وعدهگاه، هنگام وعده
- اهل بشارت
- شایسته مژده و خبر خوش
- محرم اسرار
- رازدار و آشنای رازها
- ملامتگر
- سرزنشکننده
- سلسله مشکین
- زنجیر سیاه خوشبو؛ کنایه از زلف یار
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از نسیم سحر میپرسد آرامگاه یار کجاست، و پرسش کجاست را بارها تکرار میکند. او چون موسی در شب تار به سوی وادی ایمن میرود و در جستوجوی آتش طور و وعده دیدار است. این غزل حال کسی است که دنبال پاسخی میگردد و هنوز نشانه روشنی نیافته است. حافظ میگوید اهل بشارت کسی است که زبان اشارت را بفهمد؛ یعنی پاسخ تو شاید در نشانههای کوچک پنهان باشد. او اعتراف میکند که ساقی و مطرب و می همه آمادهاند، اما بی یار عیش فراهم نمیشود. بیت شاهد فال تو اندرزی حکیمانه است: ای حافظ، از باد خزان در چمن روزگار مرنج و فکر معقول کن؛ گل بیخار کجاست؟ این بیت به تو میگوید هیچ خواستهای بیدردسر به دست نمیآید و هر گلی خاری دارد. اگر سختیهای این راه را بپذیری و از کمبودها گله نکنی، به آرامگاه یار نزدیکتر خواهی شد و نور طور را در شب تار خواهی دید.
راهنمایی برای نیت شما
انتظار نداشته باش همه چیز بینقص باشد؛ هر انتخاب خوبی هم سختیهای خودش را دارد. به جای گله از کمبودها، فهرستی از داشتههایت بنویس و با واقعبینی تصمیم بگیر. به نشانههای کوچک و حرفهای دوستان رازدار توجه کن؛ پاسخ پرسشت ممکن است از همانجا برسد.