دیوان حافظ · غزل ۲۰
فال حافظ غزل ۲۰: روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
مضمون: صداقت به جای ریا
روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خمخانه بهجوش آمد و می باید خواست
نوبه زهدفروشان گرانجان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد؟
این چه عیب است بدین بیخردی؟ وین چه خطاست؟
بادهنوشی که در او روی و ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آنکه او عالم سر است بدین حال گواست
فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
◆ بیت شاهد فال
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟
باده از خون رزان است نه از خون شماست
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود؟
ور بود نیز چه شد؟ مردم بیعیب کجاست؟
معنی واژههای دشوار
- گرانجان
- سنگینجان، ملالآور و بیذوق
- زهدفروش
- کسی که پارسایی را برای خودنمایی عرضه میکند
- رندی
- آزادگی از قید ریا و ظاهرسازی
- روی و ریا
- ظاهرسازی و دورویی
- حریفان نفاق
- همنشینان دورو
- عالم سر
- دانای راز؛ خداوند
- فرض ایزد
- واجبات الهی
- رزان
- درختان انگور، تاکها
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با پایان روزه و آمدن عید آغاز میشود؛ دلها برخاستهاند و شادی به جوش آمده است. حافظ میگوید نوبت زهدفروشان گرانجان گذشت و وقت شادی رندان رسیده است. اما مقصود او بیبندوباری نیست، بلکه ستایش راستی است: بادهنوشی که در او ریا نباشد، بهتر از زهدفروشی است که سراسر ریاست. بیت شاهد فال تو گوهر این غزل است: واجب خدا را به جا میآوریم و به کسی بد نمیکنیم، و آنچه را روا نیست، روا نمیخوانیم. این بیت معیاری ساده و روشن برای زندگی به تو میدهد؛ اگر وظیفهات را انجام دهی و آزارت به کسی نرسد، از سرزنش دیگران نترس. حافظ در پایان میپرسد مردم بیعیب کجاست؟ یعنی کسی کامل نیست و نباید خود را با معیارهای ظاهرسازان بسنجی. این فال به تو اطمینان میدهد که راه درست، راه صداقت و بیآزاری است و دوره داوریهای سخت درباره تو رو به پایان است.
راهنمایی برای نیت شما
خودت باش و از قضاوت کسانی که فقط ظاهر را میبینند نگران نباش. وظیفههایت را درست انجام بده، به کسی آسیب نزن و دروغ را توجیه نکن. اگر اشتباهی کردهای، صادقانه بپذیر و از آن بگذر؛ کمالگرایی بیش از اندازه شادی را از تو میگیرد.