دیوان حافظ · غزل ۳۴۷
فال حافظ غزل ۳۴۷: صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟
مضمون: ناتوانی در برابر عشق
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم؟
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم؟
آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم
◆ بیت شاهد فال
گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم؟
معنی واژههای دشوار
- صنم
- بت؛ کنایه از معشوق زیبا
- ناله شبگیر
- ناله سحرگاهی، ناله پیش از سپیده
- هیهات
- دریغا، چه دور است
- تقریر
- بیان کردن، شرح دادن
- توفیر
- افزون کردن، بهره بردن
- تزویر
- دورویی، فریبکاری
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از کسی سخن میگوید که با غم عشق مانده و نمیداند چه تدبیری بیندیشد. نالههای شبگیرش پایانی ندارد و آنچه در دوران هجر کشیده، در هیچ نامهای نمیگنجد. او میگوید دل دیوانهاش از نصیحت آرام نمیشود و شاید تنها زنجیر زلف یار بتواند آن را مهار کند. این فال نشان میدهد که دلت درگیر خواستهای عمیق است که با منطق و پند دیگران آرام نمیگیرد. اما بیت شاهد مرهمی دارد: هر زمان آرزوی دیدار در جانم بجوشد، نقش روی خوب تو را در نظر تصویر میکنم. یعنی حتی در دوری، یاد و خیال آنچه دوستش داری میتواند تکیهگاه تو باشد. حافظ میگوید اگر بداند وصال اینگونه دست میدهد، دین و دل را میبازد؛ این نشان صداقت و یکدلی است. او واعظ ریاکار را از خود دور میکند. پس در روزهای پیش رو، به صدای راستین دلت گوش بده، از تزویر دوری کن و بپذیر که بخشی از کارها در دست تقدیر است.
راهنمایی برای نیت شما
صبوری پیشه کن و احساساتت را سرکوب نکن؛ آنها را بنویس یا با کسی امین در میان بگذار، چون دل پر را سخن گفتن سبک میکند. از کسانی که با ریا نصیحتت میکنند فاصله بگیر. آنچه در توان توست انجام بده و باقی را به گذر زمان و لطف تقدیر بسپار.