پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۲۲

فال حافظ غزل ۲۲۲: از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

مضمون: پایان نیک راه

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

نرود کارش و آخر به خجالت برود

کاروانی که بود بدرقه‌اش حفظ خدا

به تجمل بنشیند به جلالت برود

◆ بیت شاهد فال

سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست

که به جایی نرسد گر به ضلالت برود

کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر

حیف اوقات که یک سر به بطالت برود

ای دلیل دل گم‌گشته خدا را مددی

که غریب ار نبرد ره به دلالت برود

حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است

کس ندانست که آخر به چه حالت برود

حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی

بو که از لوح دلت نقش جهالت برود

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

ملالت
دلتنگی و خستگی، ملال
بدرقه
همراه و نگهبانی که مسافر را مشایعت می‌کند
تجمل
شکوه و آراستگی
جلالت
بزرگی و شکوه
ضلالت
گمراهی
بطالت
بیکاری و تباه کردن وقت
دلالت
راهنمایی
خاتمت
پایان و سرانجام کار

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ این غزل را با هشداری آغاز می‌کند: هر که با ملالت و دلزدگی از سر کوی یار برود، کارش پیش نمی‌رود و سرانجام با خجالت بازمی‌گردد. پس اگر این روزها از راهی که در پیش داری خسته شده‌ای، فال تو می‌گوید آن را با دلتنگی رها نکن. اما بیت شاهد بشارتی بزرگ دارد: کاروانی که بدرقه‌اش حفظ خدا باشد، با شکوه می‌نشیند و با جلالت می‌رود. یعنی اگر کارت را به خدا بسپاری و با نیت درست پیش بروی، از خطر در امان می‌مانی و با سربلندی به مقصد می‌رسی. حافظ می‌گوید سالک با نور هدایت به دوست می‌رسد و در گمراهی به جایی نمی‌رسد؛ پس از راهنما بی‌نیاز نیستی. او از دلیل دل گم‌گشته مدد می‌خواهد و یادآوری می‌کند که پایان کار نامعلوم است؛ پس عمر را به بطالت مگذران. در روزهای پیش رو، اگر جامی از چشمه حکمت برگیری و با توکل و امید ادامه دهی، نقش نادانی و تردید از لوح دلت پاک می‌شود و راه روشن می‌گردد.

راهنمایی برای نیت شما

از خستگی و دلزدگی تصمیم نگیر؛ کمی استراحت کن و دوباره با انگیزه ادامه بده. کارت را به خدا بسپار و هر روز با نیت پاک آغاز کن. از کسی آگاه و راهنما کمک بخواه تا راه را گم نکنی. وقتت را برای کارهای بی‌حاصل هدر نده و در کنارش، برای آموختن چیزی تازه زمان بگذار.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال