دیوان حافظ · غزل ۳۹۹
فال حافظ غزل ۳۹۹: کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
مضمون: جلوه و اعتماد به نفس
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
◆ بیت شاهد فال
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن
معنی واژههای دشوار
- کرشمه
- ناز و اشاره دلفریب با چشم و ابرو
- غمزه
- اشاره چشم از روی ناز
- سامری
- جادوگری از بنیاسرائیل که گوساله زرین ساخت
- ناموس
- آبرو، اعتبار و شهرت
- دستار
- عمامه، پارچهای که بر سر پیچند
- قوس مشتری
- برج قوس که خانه سیاره مشتری است؛ با ایهام به کمان
- عنبری
- خوشبو و سیاه مانند عنبر
- دری
- زبان فارسی دری
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل سراسر فرمان به جلوهگری و شکستن است. حافظ از یار میخواهد کرشمهای کند و بازار جادوگران را بشکند، با غمزهای رونق و آبروی سامری را درهم بریزد. ردیف «بشکن» در هر بیت تکرار میشود و حس قدرت و پیروزی را به خواننده میدهد. یار باید کلاهگوشه را به رسم سروری کج کند، بیرون بخرامد و گوی خوبی را از همه بِرُباید، با آهوی نگاهش شیر آفتاب را شکار کند و با ابروی کمانیاش کمان مشتری را بشکند. این فال برای تو پیامی از جنس اعتماد به نفس دارد. زمان آن رسیده که تواناییات را نشان دهی و از سایه بیرون بیایی. لازم نیست با نیرنگ و جادو رقابت کنی؛ زیبایی و ارزش واقعی تو خودش بازار فریبکاران را بیرونق میکند. بیت پایانی نیز میگوید وقتی بلبل فصاحت میفروشد، تو با سخن دری قدر او را بشکن؛ یعنی با هنر و شایستگی خود بدرخش.
راهنمایی برای نیت شما
این روزها خودت را کوچک نگیر و با اطمینان در میدان حاضر شو. به جای نگرانی از رقیبان، روی تواناییها و هنر خودت تمرکز کن. اگر فرصتی برای نشان دادن کارت پیش آمد، با جرئت از آن استفاده کن. فقط مراقب باش اعتماد به نفس به غرور و بیاعتنایی به دیگران تبدیل نشود.