دیوان حافظ · غزل ۲۴
فال حافظ غزل ۲۴: مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
مضمون: امید به رحمت
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
ناامید از در رحمت مشو ای بادهپرست
◆ بیت شاهد فال
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست
معنی واژههای دشوار
- روز الست
- روز پیمان ازلی خدا با ارواح آدمیان
- پیمانهکشی
- بادهنوشی؛ با ایهام به پیمان بستن
- چار تکبیر زدن
- نماز میت خواندن؛ کنایه از ترک کامل چیزی
- سر قضا
- راز تقدیر الهی
- کمر
- میان و کمرگاه؛ در کوه، میانه آن
- چشمش مرساد
- چشمزخم به او نرسد
- طارم فیروزه
- سقف فیروزهرنگ؛ کنایه از آسمان
- چمنآرا
- آراینده باغ؛ باغبان
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با جسارتی رندانه میگوید از من مست، طاعت و صلاح مخواه، زیرا از روز الست به پیمانهکشی شهره شدهام. او همان دم که از چشمه عشق وضو ساخت، بر هر چه هست چهار تکبیر زد؛ یعنی دل از همه چیز جز عشق برید. این غزل از سرسپردگی کامل سخن میگوید و از رازی که در تقدیر نهفته است. بیت شاهد فال تو امیدبخشترین بیت غزل است: اینجا کمر کوه از کمر مور کمتر است؛ ای بادهپرست، از در رحمت ناامید مشو. یعنی در درگاه رحمت، بزرگ و کوچک یکساناند و هیچ کس بهخاطر ضعف یا خطایش رانده نمیشود. اگر نگرانی که شایسته آنچه میخواهی نیستی، این فال به تو دلگرمی میدهد. بیت پایانی نیز طنزی شیرین دارد: حافظ از دولت عشق چون سلیمان شد، اما از وصل یار جز باد به دستش نیست. یعنی دارایی عاشق، خود عشق است، نه آنچه از آن به دست میآید. پس امیدت را زنده نگه دار و از راه بازنگرد.
راهنمایی برای نیت شما
خطاها و کاستیهای گذشتهات را مانع امید امروز نکن؛ درِ بخشش و فرصت دوباره همیشه باز است. خودت را با دیگران مقایسه نکن، چون در مسیر تو اندازهها فرق میکند. صادقانه کارت را ادامه بده و به جای نگرانی از نتیجه، از خود راه و تلاشت لذت ببر.