پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۶۲

فال حافظ غزل ۲۶۲: حال خونین‌دلان که گوید باز؟

مضمون: رازداری و همدم دانا

حال خونین‌دلان که گوید باز؟

وز فلک خون خم که جوید باز؟

شرمش از چشم می‌پرستان باد

نرگس مست اگر بروید باز

جز فلاطون خم‌نشین شراب

سر حکمت به ما که گوید باز؟

هر که چون لاله کاسه‌گردان شد

زین جفا رخ به خون بشوید باز

نگشاید دلم چو غنچه اگر

ساغری از لبش نبوید باز

بس که در پرده چنگ گفت سخن

ببرش موی تا نموید باز

گرد بیت الحرام خم حافظ

گر نمیرد به سر بپوید باز

◆ بیت شاهد فال

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

خونین‌دلان
دل‌سوختگان و غمدیدگان
خون خم
کنایه از شراب درون خم
فلاطون خم‌نشین
افلاطون؛ کنایه از حکیم خلوت‌گزیده، اینجا شراب
کاسه‌گردان
گرداننده جام؛ ساقی
پرده
مقام و آهنگ در موسیقی؛ نیز نهان
نموید
مویه نکند، ننالد
بیت الحرام
خانه کعبه
بپوید
بدود، بشتابد

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل با پرسشی دردمندانه آغاز می‌شود: حال خونین‌دلان را چه کسی بازخواهد گفت و خون خم را از فلک چه کسی بازخواهد جست؟ حافظ در جست‌وجوی همدمی است که زبان دل را بفهمد و می‌پرسد جز فلاطون خم‌نشین شراب، چه کسی سر حکمت را برای ما بازگو می‌کند؟ این فال از تو می‌خواهد در میان شلوغی اطرافت، همراهی دانا و رازدار بیابی. او هشدار ظریفی هم دارد: چنگ چندان در پرده سخن گفت که مویش را بریدند تا دیگر ننالد؛ یعنی کسی که بیش از اندازه راز دل را فاش کند، آسیب می‌بیند. پس در بازگفتن نیتت به دیگران محتاط باش. حافظ دل خود را غنچه‌ای بسته می‌داند که جز با بوی ساغر لب یار نمی‌شکفد. اما بیت شاهد امید و پایداری را نوید می‌دهد: حافظ اگر نمیرد، باز گرد کعبه مقصود با سر خواهد دوید. یعنی تا جان در تن است، از طلب دست نمی‌کشد. تو نیز با رازداری و پشتکار به مقصود نزدیک‌تر خواهی شد.

راهنمایی برای نیت شما

این روزها رازها و برنامه‌هایت را پیش هر کسی بازگو نکن؛ تنها با یک همدم دانا و امین مشورت کن. اگر دلت گرفته است، بدان که گشایش آن به دیدار یا خبری خوش وابسته است که هنوز در راه است. از طلب خسته نشو و با همان شوق نخستین پیگیر خواسته‌ات بمان.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال