دیوان حافظ · غزل ۲۶۳
فال حافظ غزل ۲۶۳: بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
مضمون: نیکی بیچشمداشت
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفتهاند نکویی کن و در آب انداز
◆ بیت شاهد فال
ز کوی میکده برگشتهام ز راه خطا
مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زآن می گلرنگ مشکبو جامی
شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن
نظر بر این دل سرگشته خراب انداز
به نیمشب اگرت آفتاب میباید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت
به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز
معنی واژههای دشوار
- شط
- رود بزرگ
- شیخ و شاب
- پیر و جوان
- نکویی کن و در آب انداز
- مثل: نیکی کن و چشم پاداش مدار
- صواب
- درست، راست
- شرار
- شراره، اخگر آتش
- دختر گلچهر رز
- کنایه از شراب سرخ، فرزند تاک
- محن
- جمع محنت؛ رنجها و بلاها
- ناوک شهاب
- تیر شهاب که به باور قدما دیوان را میراند
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از ساقی میخواهد کشتی او را در شط شراب بیندازد و در جان پیر و جوان خروش و ولوله برانگیزد. او با یادکرد مثلی کهن میگوید: نکویی کن و در آب انداز. این بیت شاهد فال توست و پیامی روشن دارد: نیکی کن و چشم پاداش نداشته باش، زیرا خوبی هرگز گم نمیشود و روزی به تو بازمیگردد. شاید این روزها از کسی که به او خوبی کردهای قدردانی ندیدهای؛ حافظ میگوید دلت را برای آن نگران مکن. او در بیتی دیگر با فروتنی اعتراف میکند که از راه خطا رفته و از کرم یار میخواهد او را دوباره به راه صواب بیندازد؛ یعنی بازگشت همیشه ممکن است. حافظ میگوید اگر در نیمهشب آفتاب میخواهی، نقاب از روی دختر گلچهره رز برگیر؛ روشنی را میتوان در دل تاریکی هم یافت. در پایان، وقتی جور چرخ دلت را به تنگ آورد، تیر شهاب را به سوی دیو رنجها پرتاب کن و تسلیم غم مشو.
راهنمایی برای نیت شما
این هفته کار نیکی انجام بده بیآنکه از کسی انتظار جبران داشته باشی؛ همین کار گرهای از کار خودت هم میگشاید. اگر در تصمیمی اشتباه کردهای، شرم را کنار بگذار و راه درست را از نو آغاز کن. وقتی غمها هجوم میآورند، منفعل نمان و با کاری مثبت و پرانرژی به آنها پاسخ بده.