دیوان حافظ · غزل ۲۷۲
فال حافظ غزل ۲۷۲: باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
مضمون: مژده رسیدن
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زآن باده که در میکده عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک
جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دلنگران است
گو میرسم اینک به سلامت نگران باش
◆ بیت شاهد فال
خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش
ای درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس میکندش جام جهانبین
گو در نظر آصف جمشیدمکان باش
معنی واژههای دشوار
- مونس
- همدم، انیس
- محرم اسرار
- رازدار، آگاه از رازها
- عارف سالک
- رهرو آگاه در راه عرفان
- نگران
- چشمبهراه، منتظر
- لعل روانبخش
- لب جانبخش یار
- درج
- صندوقچه جواهر
- جام جهانبین
- جام جم که جهان را در آن میدیدند
- آصف
- وزیر سلیمان؛ کنایه از وزیر دانا
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با دعوتی گرم آغاز میشود: بازآی و مونس جان دل تنگم باش و محرم اسرار نهان این سوخته شو. حافظ از ساقی دو سه ساغر از بادهای میخواهد که در میکده عشق میفروشند و از عارف سالکی که خرقه را آتش زده، میخواهد کوششی کند و سرحلقه رندان جهان شود. اما بیت شاهد این فال، خبری خوش برای توست: دلداری که گفته بود دلش نگران توست، اکنون پیام میدهد که به سلامت میرسم، چشمبهراه باش. این بیت نوید رسیدن کسی یا چیزی است که دلت برایش تنگ شده؛ خبری، پاسخی یا دیداری که در راه است. حافظ در ادامه میگوید دلش از حسرت لب جانبخش یار خون شده و از صندوقچه محبت میخواهد که مهر و نشانش را نگه دارد؛ یعنی پیوند را پاک و دستنخورده نگه دار تا لحظه دیدار. او حتی از سیل اشک میخواهد در پی نامه روان شود تا غباری از غصه بر دل یار ننشیند. با دلی گرم و آماده منتظر باش.
راهنمایی برای نیت شما
خبر یا دیداری که منتظرش هستی نزدیک است؛ پس دلت را آرام کن و خود را برای آن آماده ساز. در این فاصله، به پیوندت وفادار بمان و رازهایش را پاس بدار. اگر نامه یا پیامی میفرستی، با مهربانی بنویس تا غباری بر دل طرف مقابل ننشیند. کوشش کن و منفعل منتظر نمان.