دیوان حافظ · غزل ۲۹۶
فال حافظ غزل ۲۹۶: طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
مضمون: عشق و جسارت دل
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
◆ بیت شاهد فال
طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من
گر چه سخن همی برد قصه من به هر طرف
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود دستکش خیال من؟
کس نزدهست از این کمان تیر مراد بر هدف
چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل
یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف
من به خیال زاهدی گوشهنشین و طرفه آنک
مغبچهای ز هر طرف میزندم به چنگ و دف
بیخبرند زاهدان نقش بخوان و لاتقل
مست ریاست محتسب باده بده و لاتخف
صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه میخورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
معنی واژههای دشوار
- زهی
- خوشا، آفرین
- طرف کرم ز کس نبست
- از کسی بهره لطفی نبرد
- دستکش
- رام و فرمانبر
- ناخلف
- فرزند ناشایست
- لاتقل
- مگو (عربی)
- لاتخف
- مترس (عربی)
- محتسب
- مأمور بازرسی بازار و نهی از منکر
- لقمه شبهه
- خوراک مشکوک به حرام
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از عشقی سخن میگوید که هر دو سرانجامش شیرین است: اگر بخت یاری کند، دامن یار را به دست میآورم؛ اگر او را به سوی خود بکشم، چه شادیای، و اگر او مرا بکشد، چه افتخاری. این بیت شاهد فال توست و از دلی خبر میدهد که در عشق یا آرزویی بزرگ، از نتیجه نمیهراسد. فال تو میگوید طالعت رو به یاری است و این روزها فرصتی برای نزدیک شدن به کسی یا چیزی که دوستش داری فراهم میشود. حافظ البته از گلایه هم خالی نیست؛ میگوید از خم ابروی یار گشایشی ندیده و عمرش در خیالی کج تلف شده است. این هشداری است که در خیالبافی نمانی و دلت را به کسی نسپاری که قدرش را نمیداند. اما پیام اصلی روشن است: عشق راستین جسارت میخواهد. در بیت پایانی میگوید اگر با صدق در راه نیکان قدم بزنی، همت بزرگان بدرقه راهت میشود. پس با صداقت و دلی گرم پیش برو.
راهنمایی برای نیت شما
اگر کسی را دوست داری یا آرزویی را در دل میپرورانی، از گفتنش نترس، اما با صداقت و احترام سخن بگو. به جای ماندن در خیال، قدمی واقعی بردار و پاسخ را بپذیر، هر چه باشد. اگر طرف مقابل قدر دلت را نمیداند، خودت را کوچک نکن. صدق نیت تو بهترین بدرقه راه است.