پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۰۸

فال حافظ غزل ۳۰۸: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

مضمون: آرزوی دور و توکل

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

سبزپوشان خطت بر گرد لب

همچو مورانند گرد سلسبیل

ناوک چشم تو در هر گوشه‌ای

همچو من افتاده دارد صد قتیل

یا رب این آتش که در جان من است

سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

◆ بیت شاهد فال

من نمی‌یابم مجال ای دوستان

گرچه دارد او جمالی بس جمیل

پای ما لنگ است و منزل بس دراز

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

حافظ از سرپنجه عشق نگار

همچو مور افتاده شد در پای پیل

شاه عالم را بقا و عز و ناز

باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

خلد
بهشت جاودان
سلسبیل
چشمه‌ای در بهشت با آبی گوارا
سبیل
وقف کردن؛ آب و چیزی که در راه خدا بخشیده شود
سبزپوشان خط
موهای نورسته پشت لب یار
ناوک
تیر کوچک
خلیل
لقب ابراهیم پیامبر که آتش بر او سرد شد
نخیل
درختان خرما
پیل
فیل

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ رخسار یار را به بهشت و لب او را به چشمه سلسبیل مانند می‌کند که جان و دل را وقف خود کرده است. تیر نگاه یار در هر گوشه صد کشته دارد و حافظ هم یکی از آنان است. اما در میانه غزل بیتی آمده که شاید آینه حال تو باشد: پای ما لنگ است و منزل بس دراز، دست ما کوتاه است و خرما بر درخت. گویا آرزویی داری که اکنون دور از دسترس به نظر می‌رسد و توانت را برای رسیدن به آن کم می‌بینی. حافظ خود را چون موری می‌بیند که زیر پای فیل افتاده است. با این همه، بیت شاهد راه را نشان می‌دهد: خدایا این آتشی را که در جان من است، سرد کن چنان‌که آتش را بر ابراهیم خلیل سرد کردی. یعنی آنجا که توان انسان کم است، لطف خدا می‌تواند آتش را گلستان کند. این فال تو را به توکل فرامی‌خواند؛ نه به معنای دست کشیدن، بلکه به معنای آنکه کارت را بکنی و نتیجه را به او بسپاری. گرمای این آرزو، با آرامش ایمان، سوزان نخواهد ماند.

راهنمایی برای نیت شما

اگر هدفت دور به نظر می‌رسد، آن را به منزل‌های کوچک‌تر تقسیم کن و تنها به گام بعدی فکر کن. ناتوانی امروزت را حکم همیشگی ندان. دعا و توکل را کنار تلاش بگذار، نه به جای آن. اگر دلت از بی‌قراری می‌سوزد، با سکوت، نیایش یا گفت‌وگو با کسی مهربان آن را آرام کن.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال