پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۹۶

فال حافظ غزل ۹۶: درد ما را نیست درمان الغیاث

مضمون: فریاد از درد هجران

درد ما را نیست درمان الغیاث

هجر ما را نیست پایان الغیاث

◆ بیت شاهد فال

دین و دل بردند و قصد جان کنند

الغیاث از جور خوبان الغیاث

در بهای بوسه‌ای جانی طلب

می‌کنند این دلستانان الغیاث

خون ما خوردند این کافردلان

ای مسلمانان چه درمان؟ الغیاث

هم‌چو حافظ روز و شب بی‌خویشتن

گشته‌ام سوزان و گریان الغیاث

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

الغیاث
فریاد، به فریادم برسید؛ کلمه کمک‌خواهی
هجر
جدایی و دوری از یار
جور
ستم و بیداد
خوبان
زیبارویان، معشوقان
دلستان
دلربا
کافردل
سنگدل و بی‌رحم
بی‌خویشتن
از خود بی‌خود، بی‌اختیار

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل کوتاه فریادی از دل سوخته است و ردیف «الغیاث» یعنی به فریادم برسید. حافظ می‌گوید درد ما درمان ندارد و هجران ما پایانی؛ زیبارویان دین و دل را بردند و اکنون قصد جان کرده‌اند و در بهای یک بوسه، جانی طلب می‌کنند. شاید تو نیز این روزها زیر بار اندوهی هستی که گمان می‌کنی هیچ‌کس آن را درک نمی‌کند. نخستین پیام این فال آن است که حق داری دردت را بگویی؛ حافظ هم فریاد زد و از مسلمانان چاره خواست. فریاد خواستن نشانه ضعف نیست، آغاز درمان است. پیام دوم در خود این فریاد پنهان است: کسی که هنوز می‌تواند الغیاث بگوید، امید به رسیدن یاری را از دست نداده است. حافظ روز و شب بی‌خویشتن، سوزان و گریان است، اما همین سوز او را به شعری ماندگار رسانده است. اندوه تو نیز اگر به زبان آید و با همدلی دیگران همراه شود، آرام‌آرام سبک می‌شود و راه برای گشایشی تازه باز خواهد شد.

راهنمایی برای نیت شما

دردت را در دل حبس نکن؛ با دوستی امین یا مشاوری دلسوز سخن بگو و کمک بخواه. در این روزها از تصمیم‌های بزرگ و شتاب‌زده بپرهیز و بیش از همه به آرامش و سلامت خودت برس. نوشتن احساسات یا خلوتی کوتاه برای دعا می‌تواند دلت را سبک‌تر کند.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال