دیوان حافظ · غزل ۹۵
فال حافظ غزل ۹۵: مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
مضمون: اشتیاق و امید دیدار
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت؟
◆ بیت شاهد فال
سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخهای باشد ز لوح خال هندویت
تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بیحاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش به جز خاک سر کویت
معنی واژههای دشوار
- جعد
- موی پیچیده و مجعد
- محراب ابرو
- ابروی خمیده که به محراب مانند شده است
- سواد
- سیاهی؛ نیز خط و نوشته
- لوح
- صفحه و تختهای که بر آن مینویسند
- خال هندو
- خال سیاه یار
- برقع
- روبند، نقاب
- افسون
- جادو و سحر
- دنیی و عقبی
- دنیا و آخرت
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از مستیای میگوید که نسیم جعد گیسوی یار به او بخشیده و از چشم جادویی که هر دم دلش را ویران میکند. اما بیت شاهد، دعایی پر از امید است: پس از این همه شکیبایی، یا رب شبی میتوان دید که شمع دیدهام را در محراب ابروی تو برافروزم؟ این فال حال کسی را دارد که مدتی دراز صبر کرده و اکنون دلش برای رسیدن بیتاب است. پیام غزل این است که صبر تو بیثمر نمانده و شب دیدار نزدیک است. حافظ میگوید اگر یار بخواهد جهان را جاودانه بیاراید، کافی است صبا لحظهای برقع از رویش بردارد؛ یعنی یک جلوه کوچک میتواند همهچیز را دگرگون کند. او خود و باد صبا را دو سرگردان بیحاصل میخواند، یکی مست چشم و دیگری مست گیسو، اما در پایان همتی بلند نشان میدهد: از دنیا و آخرت جز خاک کوی دوست در چشمش نمیآید. اگر دلت را بر یک هدف روشن متمرکز کنی، آنچه انتظارش را میکشی، از راه خواهد رسید.
راهنمایی برای نیت شما
صبری که تا امروز کردهای ارزشمند است؛ آن را با ناامیدی در لحظه آخر از بین نبر. هدفت را روشن نگه دار و پراکندهکاری را کنار بگذار. در عین حال خودت را برای دیدار یا فرصتی که در راه است آماده کن؛ وقتی زمانش برسد، باید دل و دستت آماده باشد.