دیوان حافظ · غزل ۳۹۰
فال حافظ غزل ۳۹۰: افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
مضمون: آمدن دولت و عدالت
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی
تا نشیند هر کسی اکنون به جای خویشتن
◆ بیت شاهد فال
خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت
کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن
تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش
هر نفس با بوی رحمان میوزد باد یمن
شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر او
در همه شهنامهها شد داستان انجمن
خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زین
شهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن
جویبار ملک را آب روان شمشیر توست
تو درخت عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن
بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت
خیزد از صحرای ایذج نافه مشک ختن
گوشهگیران انتظار جلوه خوش میکنند
برشکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن
مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش
ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن
ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار
تا از آن جام زرافشان جرعهای بخشد به من
معنی واژههای دشوار
- افسر
- تاج، کلاه پادشاهی
- خاتم جم
- انگشتری سلیمان که با آن بر دیو و پری فرمان میراند
- اسم اعظم
- بزرگترین نام خدا که با آن کارهای شگفت کنند
- معمور
- آباد، آبادان
- پور پشنگ
- افراسیاب، پادشاه توران در شاهنامه
- خنگ
- اسب سپید یا خاکستریرنگ
- نکهت
- بوی خوش
- مستشار مؤتمن
- مشاوری که امین است و باید امانتدار باشد
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل جشن آمدن بهار و برتخت نشستن فرمانروایی دادگر است. حافظ میگوید تاج سلطان گل از کنار چمن پیدا شد و آمدنش بر سرو و سمن مبارک باد. بیت شاهد فال پیامی روشن و امیدبخش دارد: این نشست شاهانه به جای خود بود، تا اکنون هر کسی به جای خویش بنشیند. یعنی دورهای آغاز میشود که در آن هر چیز به جایگاه درست خود بازمیگردد و حق به حقدار میرسد. شاعر از انگشتری جم یاد میکند که با اسم اعظم دست اهرمن را کوتاه کرد و مژده پایانی خوش میدهد. او از شهسوار میخواهد حالا که اسب چرخ رام شده، به میدان بیاید و گوی را بزند، درخت عدل را بنشاند و ریشه بدخواهان را برکند. این فال برای تو نوید نظم تازه و گشایش است. اگر مدتی احساس کردهای که جایگاهت را نگرفتهای، اکنون زمان آن است که قدم پیش بگذاری. گوشهنشینان منتظر جلوهاند؛ برقع از رخ برگیر و تواناییات را نشان بده.
راهنمایی برای نیت شما
اکنون وقت میدانداری است؛ فرصتهایی که پیش رویت باز شده را با جرئت به دست بگیر. در تصمیمهایت انصاف و عدالت را رعایت کن تا پایه کارت محکم بماند. پیش از گامهای بزرگ با عقل و مشاوری امین مشورت کن. از پنهان ماندن بیرون بیا و استعدادت را به دیگران نشان بده.