دیوان حافظ · غزل ۳۹۱
فال حافظ غزل ۳۹۱: خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
مضمون: رهایی از غم بیهوده
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن
غم دل چند توان خورد؟ که ایام نماند
گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن؟
◆ بیت شاهد فال
مرغ کمحوصله را گو غم خود خور که بر او
رحم آن کس که نهد دام چه خواهد بودن؟
باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش
اعتبار سخن عام چه خواهد بودن؟
دسترنج تو همان به که شود صرف به کام
دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن؟
پیر میخانه همیخواند معمایی دوش
از خط جام که فرجام چه خواهد بودن؟
بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل
تا جزای من بدنام چه خواهد بودن
معنی واژههای دشوار
- کمحوصله
- کمظرفیت و ناشکیبا؛ حوصله در اصل چینهدان مرغ
- مقلد
- تقلیدکننده، پیرو بیبصیرت
- منیوش
- مشنو، گوش مده
- عام
- مردم عادی، عوام
- ناکام
- بیمراد، بهناخواه
- معما
- چیستان، سخن پوشیده و رمزآلود
- فرجام
- پایان، عاقبت کار
- دف
- دایره، سازی کوبهای با پوست کشیده
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با پرسشی پیاپی و تأملبرانگیز روبهرو میشود: چه خواهد بودن؟ او میگوید خوشتر از فکر می و جام چه میتواند باشد تا ببینم سرانجام چه خواهد شد. بیت شاهد فال پرسشی ژرف دارد: غم دل را تا کی میتوان خورد، وقتی روزگار نمیماند؟ نه دل میماند و نه روزها؛ پس این همه نگرانی برای چیست؟ شاید این روزها ذهنت درگیر آینده و پایان کارهاست و نگرانیها خواب و آرامشت را گرفتهاند. حافظ از تو میخواهد بار غم بیهوده را زمین بگذاری. او میگوید به پند مقلدان گوش مده و سخن عامیانه را معیار زندگیات قرار نده. دسترنجت را در راه شادی و خواستههای درستت صرف کن، چون اگر نکنی، دیر یا زود به ناکامی از دست میرود. پیر میخانه از خط جام معمایی میخواند که فرجام کار چیست؛ یعنی آینده پنهان است و تنها اکنون در دست توست. این فال تو را به زیستن در لحظه و رهایی از دلشوره دعوت میکند.
راهنمایی برای نیت شما
نگرانی درباره آینده را کم کن و روی کارهایی تمرکز کن که امروز از دستت برمیآید. از دسترنج و تلاشت لذت ببر و آن را در راه آرامش و شادی خود و عزیزانت به کار بگیر. به حرف کسانی که بیفکر تکرار میکنند اعتنا نکن و با خرد خودت تصمیم بگیر.