دیوان حافظ · غزل ۳۶۶
فال حافظ غزل ۳۶۶: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
مضمون: پناه و امید به بخشش
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
◆ بیت شاهد فال
رهرو منزل عشقیم و ز سرحد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمدهایم
سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت
به طلبکاری این مهرگیاه آمدهایم
با چنین گنج که شد خازن او روح امین
به گدایی به در خانه شاه آمدهایم
لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست؟
که در این بحر کرم غرق گناه آمدهایم
آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار
که به دیوان عمل نامهسیاه آمدهایم
حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما
از پی قافله با آتش آه آمدهایم
معنی واژههای دشوار
- حشمت
- شکوه و بزرگی
- بد حادثه
- پیشامد ناگوار، بلای روزگار
- اقلیم
- سرزمین، کشور
- مهرگیاه
- گیاهی که برای جلب محبت به کار میبردند
- روح امین
- جبرئیل
- حلم
- بردباری، شکیبایی
- خطاپوش
- پوشاننده خطا، بخشنده
- خرقه پشمینه
- جامه پشمی صوفیان
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با اعترافی صادقانه آغاز میکند: ما به این درگاه برای حشمت و جاه نیامدهایم؛ از بد حادثه به این جا پناه آوردهایم. بیت شاهد فال توست و نشان میدهد که در روزهای اخیر سختیهایی تو را به جستوجوی پناهی امن کشانده است. این غزل میگوید پناه بردن به جای درست، نه ضعف که عین خردمندی است. حافظ خود را رهرو منزل عشق میداند که از سرحد عدم تا اقلیم وجود راهی دراز پیموده است. او در دریای کرم، غرق گناه آمده و میپرسد لنگر حلم کشتی توفیق کجاست؟ تصویری از کسی که امید دارد مهربانی بر خطا پیروز شود. او از ابر خطاپوش میخواهد ببارد، چون آبرو در خطر است. پیام این فال روشن است: هرچقدر هم نامه عملت را سیاه بدانی، درِ لطف بسته نیست. حافظ در پایان از خود میخواهد خرقه پشمینه ظاهر را بیندازد، زیرا با آتش آه در پی قافله آمده است. صداقت و سوز دل، کلید گشایش توست.
راهنمایی برای نیت شما
از پناه بردن و کمک خواستن شرم نکن؛ گاهی شجاعت یعنی پذیرفتن نیاز. اشتباهات گذشته را بپذیر و برای جبران، قدمی عملی بردار. به جای نگرانی از آبرو، بر صداقت و اصلاح تمرکز کن. با دلی امیدوار و بیریا پیش برو؛ درِ بخشش همیشه باز است.