پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۷۲

فال حافظ غزل ۳۷۲: بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

مضمون: دریافت امروز

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم

جایی که تخت و مسند جم می‌رود به باد

گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم

◆ بیت شاهد فال

تا بو که دست در کمر او توان زدن

در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما

با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم

چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا

ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم

از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست

با خاک آستانه این در به سر بریم

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

شارع
شاهراه، راه بزرگ
نسپریم
نپیماییم، طی نکنیم
مسند
تکیه‌گاه، جایگاه بزرگان
یاقوت احمر
یاقوت سرخ
شوریدگان
عاشقان آشفته‌حال
فردوس
بهشت
شعبده
تردستی و نیرنگ
کنگره
دندانه‌های بالای دیوار و برج کاخ

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ این غزل را با درخواستی ساده آغاز می‌کند: بگذار از شاهراه میخانه بگذریم، که همه برای جرعه‌ای محتاج این دریم. او یادآوری می‌کند که از روز نخست که دم از رندی و عشق زدند، شرط این بود که جز آن راه را نپیمایند؛ پس به عهد آغازینت وفادار بمان. بیت شاهد فال تو حکمتی روشن دارد: جایی که تخت و مسند جمشید بر باد می‌رود، اگر غم بخوریم خوش نیست؛ بهتر است می بخوریم. یعنی وقتی حتی بزرگ‌ترین شکوه‌ها ماندگار نیست، غصه خوردن برای چیزهای گذرا بیهوده است. این فال از تو می‌خواهد بار نگرانی را سبک کنی و از لحظه حال بهره ببری. حافظ می‌گوید چون یاقوت سرخ در خون دل نشسته‌اند تا شاید دست در کمر یار زنند؛ یعنی رسیدن به آرزو صبر و رنج می‌طلبد. او به واعظ می‌گوید ما با خاک کوی دوست به فردوس نمی‌نگریم. در پایان، اگر راه به کاخ وصل نیست، با خاک آستان آن در خوش است. خرسندی، راز آرامش توست.

راهنمایی برای نیت شما

نگرانی برای چیزهای گذرا را کنار بگذار و از امروزت لذت ببر. به عهدی که روز اول با خودت بستی وفادار بمان. اگر هنوز به همه خواسته‌ات نرسیده‌ای، به آنچه اکنون در دسترس است خرسند باش و قدرش را بدان. صبور باش؛ یاقوت هم در دل سنگ آرام‌آرام سرخ می‌شود.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال