پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۶۱

فال حافظ غزل ۶۱: صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

مضمون: وفاداری در دوری

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست

به جان او که به شکرانه جان برافشانم

اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از در دوست

من گدا و تمنای وصل او هیهات

مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست

دل صنوبری‌ام همچو بید لرزان است

ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را

به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست

◆ بیت شاهد فال

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

نفحه
بوی خوش، دمی از نسیم
معنبر
عنبرآگین، خوشبو
حضرت
درگاه و پیشگاه
بار
اجازه ورود به حضور
هیهات
دور است، افسوس
دل صنوبری
دل به شکل میوه مخروطی صنوبر
چاکر
خدمتگزار و بنده

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل نامه دلی است که از دور، چشم به راه پیامی از محبوب دوخته است. حافظ از صبا می‌خواهد اگر گذرش به سرزمین دوست افتاد، نفحه‌ای از گیسوی خوشبوی او بیاورد؛ و اگر در آن درگاه راه نیافت، دست‌کم غباری از در دوست برای چشمش بیاورد. این یعنی گاه حتی کوچک‌ترین نشانه از آنچه دوستش داری، دل را زنده نگه می‌دارد. حافظ می‌داند که وصال دشوار است و می‌گوید مگر در خواب خیال او را ببینم. دل صنوبری‌اش چون بید می‌لرزد، از حسرت قامت چون صنوبر یار. اما بیت شاهد گوهر غزل است: اگرچه دوست ما را به چیزی نمی‌خرد، ما مویی از سر او را به عالمی نمی‌فروشیم. یعنی وفاداری حافظ به پاسخ دیگری وابسته نیست. شاید این روزها احساس می‌کنی قدرت دانسته نمی‌شود؛ این فال می‌گوید ارزش وفای تو از میان نمی‌رود. در پایان امید می‌بندد که دل غلام و چاکر دوست از بند غم آزاد شود. در روزهای پیش رو، پیامی کوچک اما دلگرم‌کننده خواهی گرفت.

راهنمایی برای نیت شما

وفاداری‌ات را حفظ کن، اما خودت را در انتظار گم نکن. اگر ارتباطی کم‌رنگ شده، با پیامی کوتاه و محترمانه راه را باز بگذار و بی‌اصرار منتظر پاسخ بمان. در این میان به زندگی و کارهای خودت هم برس؛ دلی که آرام و استوار است، دیگران را بیشتر به سوی خود می‌کشد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال