پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۸۳

فال حافظ غزل ۳۸۳: چندان که گفتم غم با طبیبان

مضمون: امید به دیدار

چندان که گفتم غم با طبیبان

درمان نکردند مسکین غریبان

آن گل که هر دم در دست بادیست

گو شرم بادش از عندلیبان

یا رب امان ده تا بازبیند

چشم محبان روی حبیبان

◆ بیت شاهد فال

درج محبت بر مهر خود نیست

یا رب مبادا کام رقیبان

ای منعم آخر بر خوان جودت

تا چند باشیم از بی‌نصیبان

حافظ نگشتی شیدای گیتی

گر می‌شنیدی پند ادیبان

شنیدن ۹ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

مسکین
بیچاره، درمانده و تهیدست
عندلیب
بلبل، هزاردستان
حبیب
دوست، محبوب
درج
صندوقچه کوچک جواهر
مهر
نشان و لاکی که بر نامه و صندوق زنند؛ با ایهام به محبت
منعم
نعمت‌دهنده، بخشنده
خوان جود
سفره بخشش و سخاوت
ادیب
فرهیخته، آموزگار ادب و اخلاق

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل کوتاه، فریاد دلی غریب است که هرچه غم خود را با طبیبان گفته، درمانی نیافته است. حافظ از گلی گلایه می‌کند که هر دم در دست بادی است و از بلبلان شرم نمی‌کند؛ یعنی معشوقی که وفایش ناپایدار است. اما در میانه غزل، دعایی پرامید می‌درخشد: یا رب امان بده تا چشم دوستداران بار دیگر روی دوستان را ببیند. این بیت شاهد فال توست و نوید دیداری را می‌دهد که در انتظارش هستی. صندوقچه محبت مهر و قفل خود را ندارد و حافظ دعا می‌کند که کام رقیبان روا نشود. سپس رو به بخشنده بزرگ می‌گوید: تا کی از سفره بخشش تو بی‌نصیب باشیم؟ این فال می‌گوید که دوران غربت و ناکامی پایان‌پذیر است. اگر کسی را از دست داده‌ای یا از عزیزی دور افتاده‌ای، امید دیدار زنده است. بیت آخر نیز یادآوری می‌کند که پند خردمندان را بشنوی تا شیفته دنیای گذرا نشوی و دلت را به جای استوار ببندی.

راهنمایی برای نیت شما

امید دیدار یا بازگشت را از دست نده و در دعا و خواسته‌ات پایدار بمان. اما دلت را به کسی یا چیزی که با هر بادی می‌چرخد نسپار. از تجربه و پند بزرگ‌ترها بهره بگیر و تصمیم‌هایت را بر پایه‌ای محکم بنا کن. اگر از کسی دور افتاده‌ای، با یک پیام کوچک راه دیدار را باز کن.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال