دیوان حافظ · غزل ۳۹۳
فال حافظ غزل ۳۹۳: منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
مضمون: عشق و عیبپوشی
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
◆ بیت شاهد فال
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
به میپرستی از آن نقش خود زدم بر آب
که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
به رحمت سر زلف تو واثقم ورنه
کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن؟
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بیعملان واجب است نشنیدن
ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب
که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن
معنی واژههای دشوار
- شهره
- مشهور، انگشتنما
- ملامت
- سرزنش، نکوهش
- طریقت
- راه سلوک عرفانی
- مردم چشم
- مردمک چشم
- واثق
- مطمئن، استوار در اعتماد
- عنان تافتن
- روی گرداندن، مسیر خود را برگرداندن
- عارض
- رخسار، گونه
- زهدفروش
- کسی که زهد را برای سود و نام به نمایش میگذارد
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با سربلندی میگوید منم که در شهر به عشقورزیدن مشهورم و چشمم را به بد دیدن نیالودهام. او شیوه خود را چنین بیان میکند: وفا میکنیم، ملامت میکشیم و خوش هستیم، که در طریقت ما رنجیدن کفر است. بیت شاهد فال پاسخ پیر میکده است به این پرسش که راه نجات چیست: جامی خواست و گفت عیب پوشیدن. این پاسخ ساده، کلیدی بزرگ برای زندگی است. شاید این روزها از خطای کسی دلگیر شدهای یا عیبی از دیگری دیدهای و نمیدانی چه کنی. حافظ میگوید رهایی در پوشاندن عیب دیگران و نرنجیدن است، نه در افشاگری و کینه. شاعر همچنین میگوید به رحمت زلف یار اطمینان دارد، چون اگر کششی از آن سو نباشد، کوشیدن سودی ندارد. او از مجلس واعظان بیعمل روی برمیگرداند، چون شنیدن پند کسی که خود عمل نمیکند واجب نیست. این فال نوید آرامش از راه بخشش و مهر است.
راهنمایی برای نیت شما
اگر از کسی عیبی دیدهای، آن را پیش دیگران بازگو نکن و با بزرگواری بپوشان. دلخوریهای کوچک را زود رها کن تا آرامشت پایدار بماند. در عشق و دوستی وفادار بمان، حتی اگر گاهی سرزنش بشنوی. از نصیحت کسانی که خود به گفتهشان عمل نمیکنند فاصله بگیر و به دل پاک خودت تکیه کن.