دیوان حافظ · غزل ۴۰۶
فال حافظ غزل ۴۰۶: گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
مضمون: وفا و فصل درو
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
از ماه ابروان منت شرم باد رو
عمریست تا دلت ز اسیران زلف ماست
غافل ز حفظ جانب یاران خود مشو
مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما
کانجا هزار نافه مشکین به نیمجو
تخم وفا و مهر در این کهنه کشتهزار
آنگه عیان شود که بود موسم درو
◆ بیت شاهد فال
ساقی بیار باده که رمزی بگویمت
از سر اختران کهنسیر و ماه نو
شکل هلال هر سر مه میدهد نشان
از افسر سیامک و ترک کلاه زو
حافظ جناب پیر مغان مأمن وفاست
درس حدیث عشق بر او خوان و زو شنو
معنی واژههای دشوار
- ماه نو
- هلال ماه در آغاز ماه قمری
- هندو
- سیاه؛ کنایه از زلف سیاه یار
- نافه
- کیسه مشک در ناف آهوی ختن
- نیمجو
- بهایی بسیار ناچیز
- کشتهزار
- کشتزار؛ کنایه از دنیا
- درو
- چیدن و برداشتن محصول کشت
- سیامک
- پسر کیومرث در داستانهای شاهنامه
- مأمن
- پناهگاه، جای امن
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با گفتوگویی شیرین آغاز میشود. یار به حافظ میگوید به تماشای ماه نو رفتی؟ از ماه ابروان من شرمت باد. او یادآوری میکند که عمری است دلت اسیر زلف ماست، پس از نگهداشتن جانب یارانت غافل مشو. زلف یار چنان است که هزار نافه مشک در برابرش به نیمجو نمیارزد، پس عطر عقل را به آن مفروش. بیت شاهد فال پیامی امیدبخش و صبورانه دارد: تخم وفا و مهر در این کشتزار کهن، آنگاه آشکار میشود که فصل درو برسد. این تصویر به تو میگوید که نیکیها و وفاداریهایت گم نمیشوند؛ مانند دانهای در خاکاند که زمانش که برسد، به بار مینشیند. شاید اکنون نتیجه تلاش و محبتت را نمیبینی، اما فصل درو در راه است. حافظ از رمز اختران کهنسیر و هلال ماه سخن میگوید که یادآور گذر شاهان کهن است؛ یعنی جهان میگذرد و تنها وفا میماند. درس عشق را از پیر مغان بیاموز و شکیبا باش.
راهنمایی برای نیت شما
به کسانی که سالها همراهت بودهاند وفادار بمان و بهخاطر جاذبههای تازه آنان را فراموش نکن. اگر هنوز نتیجه نیکی و تلاشت را ندیدهای، صبر کن و دانهات را آبیاری کن؛ زمان برداشت میرسد. از دنیای گذرا و ناپایدار دل ببُر و بر آنچه ماندنی است، یعنی مهر و صداقت، سرمایه بگذار.