پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۴۳۷

فال حافظ غزل ۴۳۷: ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

مضمون: سرمایه‌های فراموش‌شده

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای

آب خضر ز نوش لبانت کنایتی

هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای

هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی؟

گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

در آرزوی خاک در یار سوختیم

یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت

صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

◆ بیت شاهد فال

بوی دل کباب من آفاق را گرفت

این آتش درون بکند هم سرایتی

در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد

ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی

دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست؟

از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی

شنیدن ۱۰ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

انفاس عیسی
دم‌های عیسی که مرده را زنده می‌کرد
آب خضر
آب حیاتی که خضر از آن نوشید و جاودان شد
کنایت
سخن پوشیده و غیرصریح، اشاره
آیت
نشانه؛ نیز آیه قرآن
رعایت
نگاه داشتن، توجه و مراعات
به هرزه
بیهوده، بی‌فایده
کفایت
کاردانی، از عهده کار برآمدن
سرایت
اثر کردن و رسیدن به دیگری

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل با ستایشی بلند آغاز می‌شود: قصه بهشت حکایتی از کوی توست و شرح جمال حور روایتی از روی تو. انفاس عیسی لطیفه‌ای از لب لعل یار است و آب خضر کنایتی از نوش‌لبانش. هر پاره دل حافظ قصه‌ای از غصه است و هر سطری از خصال یار آیتی از رحمت. اما در میانه غزل، بیتی هست که مستقیم با تو سخن می‌گوید: ای دل، دانش و عمرت به هرزه بر باد رفت؛ صد مایه داشتی و هیچ کفایتی نکردی. این هشدار نه برای سرزنش، که برای بیداری است. تو توانایی‌ها و فرصت‌هایی داری که شاید تاکنون آن‌طور که باید به کارشان نگرفته‌ای. حافظ از آتش درونی سخن می‌گوید که بوی دل کبابش آفاق را گرفته و سرانجام سرایت خواهد کرد. یعنی سوز و شوقت بی‌ثمر نمی‌ماند، اگر آن را به کار ببندی. بیت پایانی مراد دل را ساده می‌گوید: از یار کرشمه‌ای و از خسرو عنایتی. فال تو می‌گوید سرمایه‌هایت را بشناس و از همین امروز به کارشان بگیر.

راهنمایی برای نیت شما

فهرستی از توانایی‌ها و دارایی‌هایت بنویس؛ مهارت، دوستان، تجربه و وقت. ببین کدام را کمتر به کار برده‌ای و یکی را برای این هفته انتخاب کن. حسرت گذشته را به انگیزه بدل کن، نه به سرزنش خود. از کسانی که می‌توانند یاری‌ات کنند، بی‌شرم کمک بخواه.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال