دیوان حافظ · غزل ۴۴۹
فال حافظ غزل ۴۴۹: ای که مهجوری عشاق روا میداری
مضمون: تلاش، شرط عطا
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری؟
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری؟
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- مهجوری
- دوری و جدایی
- روا داشتن
- جایز شمردن، پذیرفتن
- بادیه
- بیابان، صحرا
- زلال
- آب صاف و گوارا
- بحل کردن
- حلال کردن، بخشیدن
- جولانگه
- میدان تاخت و تاز
- عرض
- آبرو، حیثیت
- پایه
- مقام و منزلت
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل در آغاز گلایهای عاشقانه است از یاری که جدایی عاشقان را روا میدارد. حافظ از او میخواهد تشنه بادیه را با جرعهای زلال دریابد و دلی را که برده، بهتر از او نگه دارد. اما غزل در نیمه دوم چرخشی آشکار دارد و حافظ آینه را به سوی خود و ما میگیرد. او به مگسی که در پیشگاه سیمرغ جولان میدهد هشدار میدهد که آبروی خود میبرد. سپس میگوید تو به تقصیر خود از این در محروم ماندی، از چه کسی مینالی؟ و بیت شاهد فال تو در پایان است: ای حافظ، از پادشاهان با خدمت پایه میطلبند؛ بیآنکه رنجی برده باشی، چه امید عطا داری؟ پیام این فال روشن و صادقانه است: آنچه میخواهی دستیافتنی است، اما با گلایه و انتظار به دست نمیآید. باید سهم تلاش خود را ادا کنی. این فال تو را سرزنش نمیکند، بلکه نشان میدهد کلید گشایش در دست خود توست.
راهنمایی برای نیت شما
به جای گله از دیگران و روزگار، صادقانه بررسی کن که چه کاری از دستت برمیآمد و انجام ندادی. فهرستی کوتاه از گامهای عملی بنویس و از همین امروز یکی را آغاز کن. با کار پیوسته و خدمت صادقانه، درها گشوده میشوند. بلندپروازی خوب است، به شرط آنکه پشتوانهاش تلاش باشد.