پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۹۸

فال حافظ غزل ۹۸: اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

مضمون: تسلیم و رضای عاشقانه

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

صلاح ما همه آن است کآن تو راست صلاح

◆ بیت شاهد فال

سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات

بیاض روی چو ماه تو فالق الأصباح

ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص

از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح

ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان

که آشنا نکند در میان آن ملاح

لب چو آب حیات تو هست قوت جان

وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح

بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری

گرفت کام دلم زو به صد هزار الحاح

دعای جان تو ورد زبان مشتاقان

همیشه تا که بود متصل مسا و صباح

صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ

ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

مباح
روا و حلال
جاعل الظلمات
پدیدآورنده تاریکی‌ها؛ برگرفته از قرآن
فالق الاصباح
شکافنده صبح‌ها؛ برگرفته از قرآن
نجاح
کامیابی و پیروزی
ملاح
کشتیبان، ملوان
آشنا کردن
شنا کردن
الحاح
اصرار و پافشاری
مسا و صباح
شام و بامداد

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل با بیتی آغاز می‌شود که سراسر تسلیم است: اگر در آیین تو خون عاشق رواست، صلاح ما همان است که تو صلاح می‌دانی. حافظ در این غزل اراده خود را به دست دوست می‌سپارد. سیاهی زلف یار را آفریننده تاریکی‌ها و سپیدی رویش را شکافنده صبح‌ها می‌خواند؛ یعنی شب و روز عاشق در دست اوست. این فال برای تو پیامی از جنس رضا دارد. شاید مدتی است با چیزی که در اختیارت نیست کشمکش می‌کنی و آرام نمی‌گیری. حافظ می‌گوید از کمند زلف یار کسی رهایی نیافت؛ پس به‌جای جنگیدن با تقدیر، به آن اعتماد کن. او از اشکی می‌گوید که چشمه‌ای ساخته که ملاح هم در آن شنا نتواند، اما بلافاصله از لب یار سخن می‌گوید که قوت جان است. یعنی در دل رنج، مایه زندگی هم هست. او حتی بوسه‌ای را با صد هزار اصرار به دست آورد؛ پس پایداری بی‌ثمر نیست. با دلی آرام بپذیر و همچنان بخواه.

راهنمایی برای نیت شما

آنچه را در توان توست با جدیت انجام بده و آنچه را بیرون از اختیار توست به خدا و زمان بسپار. پافشاری محترمانه بر خواسته‌ات اشکالی ندارد، اما بی‌قراری و ستیز با تقدیر تو را خسته می‌کند. صبح و شام لحظه‌ای برای دعا و آرام گرفتن دل کنار بگذار.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال