پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۴۵۰

فال حافظ غزل ۴۵۰: روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری

مضمون: رها کردن طمع بیجا

روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری

مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

گوشه چشم رضایی به منت باز نشد

این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری؟

ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار

دست در خون دل پرهنران می‌داری

نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ

همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری

ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور

چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری؟

چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ

سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟

گوهر جام‌جم از کان جهانی دگر است

تو تمنا ز گل کوزه‌گران می‌داری

◆ بیت شاهد فال

پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی

طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟

کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت

این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری

گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی

عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری

مگذران روز سلامت به ملامت حافظ

چه توقع ز جهان گذران می‌داری؟

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

مخلصان
دوستان یکرنگ و خالص
صاحب‌نظران
اهل بینش و نگاه؛ نیز عاشقان زیبایی
ساعد
میان آرنج و مچ دست
جامه‌دران
در حال دریدن جامه از شدت غم یا شوق
دلق ملمع
خرقه رنگارنگ و وصله‌دار صوفیان
نقد حضور
حضور قلب و آگاهی حقیقی
جام جم
جام جهان‌نمای جمشید
سیم‌بران
زیبارویان سپیداندام

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از یاری گله می‌کند که روزگاری است او را نگران نگه داشته و گوشه چشم رضایی به او نگشوده است. از ستم یار، نه گل در باغ رسته و نه بلبل؛ همه نعره‌زنان جامه می‌درند. اما در میانه غزل، سخن از گلایه به حکمت می‌رسد و بیت شاهد فال تو این است: گوهر جام جم از کان جهانی دیگر است و تو آن را از گل کوزه‌گران تمنا داری. یعنی شاید آنچه می‌جویی را در جای نادرستی جست‌وجو می‌کنی. حافظ می‌گوید در دلق رنگارنگ ریاکار، حضور واقعی نمی‌یابی، و از دل خود می‌پرسد: تو که پدر تجربه‌ای، چرا از کسانی که اهلش نیستند، مهر و وفا طمع داری؟ این فال تو را به بازنگری فرا می‌خواند. اگر از کسی یا چیزی انتظاری داری که بارها برآورده نشده، شاید زمان آن رسیده که سرچشمه را عوض کنی. و در پایان حافظ می‌گوید روز سلامت را به ملامت نگذران؛ پس با دلی آرام، راه درست را برگزین.

راهنمایی برای نیت شما

اگر مدتی است از کسی یا جایی انتظاری داری و نتیجه نمی‌گیری، صادقانه بپرس که آیا جای درستی را می‌کاوی. انرژی‌ات را به سوی منبعی ببر که اهل وفا و توانایی است. خودت را سرزنش نکن و روزهای سالمت را با غصه هدر نده. تجربه‌هایت را به کار بگیر.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال