دیوان حافظ · غزل ۴۵۱
فال حافظ غزل ۴۵۱: خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
مضمون: شکر و سبکباری
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
◆ بیت شاهد فال
آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست
گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی
تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست
آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امن خاطر و کنج قلندری
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟
ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
نیل مراد بر حسب فکر و همت است
از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی
کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری
معنی واژههای دشوار
- یاوری
- یاری کردن، کمک
- روز داوری
- روز داوری و حکم؛ روز سنجش کار
- شکرانه
- هدیهای به نشانه سپاس
- چاکری
- خدمتگزاری، بندگی
- مژدگانی
- پاداش آورنده خبر خوش
- گریوه
- گردنه، راه سخت کوهستانی
- قلندری
- شیوه درویشان آزاده و بیقید
- نیل مراد
- رسیدن به آرزو
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با مژدهای آغاز میشود: فلک در روز داوری خوش یاریات کرد؛ حال ببینیم چگونه شکر میکنی و چه شکرانهای میآوری. بیت شاهد فال تو همین است و از گشایشی خبر میدهد که یا رسیده یا در راه است. اما حافظ بیدرنگ مسئولیت این نعمت را یادآوری میکند: آن کس که افتاد، خدا دستش را گرفت؛ پس بر تو لازم است که غم افتادگان را بخوری. یعنی شکر واقعی، دستگیری از دیگران است. او میگوید در کوی عشق شوکت شاهی را نمیخرند و فروتنی و بندگی میخواهند. حافظ در شاهراه جاه و بزرگی خطرهای بسیار میبیند و توصیه میکند از این گردنه سبکبار بگذری؛ سلطان در فکر لشکر و تاج است و درویش در امن خاطر. و نکتهای صوفیانه نیز میگوید: ای نور دیده، صلح بهتر از جنگ و داوری است. پس اگر کار تو به سرانجام خوش رسید یا میرسد، با فروتنی، بخشندگی و آشتیجویی پاسش بدار تا پایدار بماند.
راهنمایی برای نیت شما
اگر کارت گرهگشایی شده، سپاسگزاریات را با کمک به کسی که در تنگناست نشان بده. در موفقیت مغرور نشو و بار تعلقات و بلندپروازیهای بیجا را سبک کن. اگر اختلاف یا دعوایی در میان است، صلح را بر پیروزی ترجیح بده. قناعت و آرامش خاطر، از هر ثروتی ارزشمندتر است.