دیوان حافظ · غزل ۴۵۸
فال حافظ غزل ۴۵۸: ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
مضمون: دل به دریا زدن
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
◆ بیت شاهد فال
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان
چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟
حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است
هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی
معنی واژههای دشوار
- گلگون
- به رنگ گل سرخ
- حشمت
- شکوه و جاه، بزرگی
- صدارت
- مقام صدر و ریاست
- سهو
- خطا از روی فراموشی
- گوهر ذاتی
- اصالت و شایستگی درونی
- تخمه
- نژاد، نسل
- افلاک
- آسمانها، سپهرها
- محزون
- اندوهگین
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با دل خود سخن میگوید و از او میخواهد بیباکتر به راه عشق قدم بگذارد. او میگوید وقتی از می گلگون سرمست باشی، بیزر و گنج، صد برابر قارون شکوه داری؛ یعنی شادی دل، ثروتی است که با مال سنجیده نمیشود. بیت شاهد فال تو این است: در راه منزل لیلی که خطرها در آن است، شرط نخستین گام آن است که مجنون باشی. یعنی برای رسیدن به آرزوی بزرگ، باید از حسابگریهای بیش از حد گذشت و دل به دریا زد. حافظ در ادامه هشدار میدهد که کاروان رفته و تو در خوابی؛ کی میروی؟ راه را از که میپرسی؟ این پرسشهای پیاپی، تلنگری است برای بیدار شدن. او همچنین میگوید اگر تاج شاهی میخواهی، گوهر ذاتی خود را نشان بده، حتی اگر از نسل جمشید باشی؛ یعنی اصل و نسب کافی نیست و شایستگی باید دیده شود. پس اکنون زمان جسارت و عمل است، نه اندوه و درنگ.
راهنمایی برای نیت شما
اگر مدتی است تصمیمی را از ترس به تعویق انداختهای، وقت آن رسیده که با شجاعت قدم برداری. بیش از این غصه روزگار را نخور و به جای تکیه بر سابقه یا پشتوانه، توانایی واقعیات را نشان بده. از کسی که راه را میشناسد بپرس و همین امروز حرکت کن.