دیوان حافظ · غزل ۴۸۲
فال حافظ غزل ۴۸۲: ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی
مضمون: فرصت در دست، اقدام کن
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی
باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی
◆ بیت شاهد فال
این خون که موج میزند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمیکنی
مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی
ترسم کز این چمن نبری آستین گل
کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی
در آستین جان تو صد نافه مدرج است
وآن را فدای طره یاری نمیکنی
ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک
واندیشه از بلای خماری نمیکنی
حافظ برو که بندگی پادشاه وقت
گر جمله میکنند تو باری نمیکنی
معنی واژههای دشوار
- چوگان حکم
- چوب چوگان فرمانروایی؛ کنایه از قدرت و اختیار
- باز ظفر
- پرنده شکاری پیروزی؛ کنایه از بخت پیروز
- نگار
- معشوق زیبارو
- مشکین
- خوشبو چون مشک
- آستین گل
- آستینی پر از گل؛ بهره و ثمر
- نافه
- کیسه مشک در ناف آهوی ختن
- مدرج
- در هم پیچیده و نهادهشده
- خمار
- سردرد و ملالت پس از مستی
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل سرزنشی مهربانانه است به دلی که همه چیز دارد اما کاری نمیکند. حافظ میگوید ای دل، به کوی عشق گذری نمیکنی؛ اسباب جمع داری و کاری نمیکنی. بیت شاهد این را با تصویری درخشان میگوید: چوگان حکم در دست توست و گویی نمیزنی؛ باز پیروزی بر دستت نشسته و شکاری نمیکنی. یعنی فرصت و توانایی لازم را داری و تنها تردید یا سستی است که تو را بازداشته. حافظ هشدار میدهد که مبادا از این چمن آستینی گل نبری، چون تحمل یک خار را نداری. پس ترس از سختیهای کوچک نباید تو را از ثمر بزرگ محروم کند. او میگوید در آستین جانت صد نافه مشک پنهان است، اما آن را فدای هیچ یاری نمیکنی؛ استعدادهایت را بیهوده نگه داشتهای. در روزهای آینده، وقت درنگ نیست؛ گوی را بزن و باز را پرواز بده، که فرصتها همیشه نمیمانند.
راهنمایی برای نیت شما
همین امروز فهرستی از تواناییها و امکاناتی که در دست داری بنویس و ببین کدام را به کار نگرفتهای. منتظر شرایط کامل نمان؛ اسباب فراهم است. از سختیهای کوچک راه نترس، چون گل بیخار نیست. یک قدم مشخص و عملی بردار و استعدادت را در راه آنچه دوست داری خرج کن.