دیوان حافظ · غزل ۴۸۵
فال حافظ غزل ۴۸۵: ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
مضمون: بهار و نیکوکاری
ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی
بوی یکرنگی از این نقش نمیآید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفلهطبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهاندیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار
بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی
◆ بیت شاهد فال
روی جانان طلبی آینه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی
گوش بگشای که بلبل به فغان میگوید
خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی
گفتی از حافظ ما بوی ریا میآید
آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی
معنی واژههای دشوار
- اهل دل
- صاحبدل؛ عارف و روشنضمیر
- یکرنگی
- صداقت و بیریایی
- دلق
- خرقه و جامه وصلهدار درویشان
- سفلهطبع
- فرومایه و پستسرشت
- مپوی
- مدو، مرو
- ره تحقیق
- راه جستوجوی حقیقت
- روی
- فلز روی؛ همراه آهن، نماد دل سخت و ناپذیرا
- تقصیر مفرما
- کوتاهی مکن
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با منظرهای دلانگیز آغاز میشود: سایه ابر است و بهار و لب جوی. حافظ میگوید نمیگویم چه کن؛ اگر اهل دلی، خودت بگو. یعنی زمان و فرصت فراهم است و تصمیم با توست. او هشدار میدهد که جهان سفلهطبع است و نباید بر کرمش تکیه کرد، و از فرومایه ثبات قدم نباید جست. پس امیدت را بر چیزهای ناپایدار بنا نکن. حافظ دو نصیحت میدهد که به گفته او ارزش صد گنج دارد: از در شادی درآی و در راه عیبجویی مپوی. اما بیت شاهد پیام اصلی فال توست: شکرانه اینکه بار دیگر به بهار رسیدی، ریشه نیکی بنشان و راه حقیقت را بجوی. این فال از آغازی تازه خبر میدهد؛ فصلی نو در زندگیات که باید با کار نیک پاسش بداری. حافظ همچنین میگوید اگر روی جانان را میخواهی، آینه دلت را شایسته کن. در روزهای آینده، شاد باش، کار خیری آغاز کن و دلت را صیقل بده.
راهنمایی برای نیت شما
این دوره را آغازی تازه بدان و شکرانهاش را با کاری نیک به جا بیاور؛ کمک به کسی، کاشتن نهالی یا آغاز عادتی خوب. از عیبجویی دیگران دست بکش و به اصلاح خودت بپرداز. بر وعدههای آدمهای ناپایدار تکیه نکن. فرصت را از دست نده و به گفته بلبل، گل توفیق را ببوی.