دیوان حافظ · غزل ۶
فال حافظ غزل ۶: به ملازمان سلطان که رساند این دعا را؟
مضمون: دعای سحرگاهی و امید
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را؟
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژهی سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا؟
همهشب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
◆ بیت شاهد فال
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی؟
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز
که دعای صبحگاهی اثری کند شما را
معنی واژههای دشوار
- ملازمان
- همراهان و خدمتگزاران همیشگی پادشاه
- دیوسیرت
- دارای خوی دیو، بدسرشت و بدنهاد
- شهاب ثاقب
- ستاره درخشان و سوزان که به باور قدما دیوان را میراند
- عذار
- رخسار، گونه
- مدارا
- نرمی و سازگاری با دیگران
- سحرخیز
- کسی که سحرگاه برای دعا و عبادت بیدار میشود
- جرعه
- یکبار نوشیدن؛ اندکی از نوشیدنی
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل چون گدایی بر درگاه سلطان ایستاده و میپرسد چه کسی دعای او را به ملازمان پادشاه میرساند. او از رقیب دیوسیرت به خدا پناه میبرد و امید دارد شهاب ثاقبی از آسمان به یاریاش بیاید. بیت شاهد فال تو این است که همهشب در این امید است که نسیم صبحگاهی پیامی از آشنایان بیاورد و دل آشنا را بنوازد. این تصویر نشان میدهد که خبری که چشمانتظارش هستی دور نیست و از راهی آرام و بیهیاهو، چون نسیم سحر، خواهد رسید. حافظ به معشوق هشدار میدهد که از فریب مژه سیاه بپرهیزد و با دلها مدارا کند؛ تو نیز در این روزها از کسانی که با زبان نرم دل میبرند اما نیت پاک ندارند دوری کن. پایان غزل کلید کار است: دعای سحرخیز اثر دارد. پس اگر با دلی صاف و امیدی پیوسته بخواهی، گوشه چشمی از بخت به سویت خواهد گشت و آنچه را میخواهی، اندکاندک به دست خواهی آورد.
راهنمایی برای نیت شما
امروز امیدت را رها نکن و خواستهات را با فروتنی و صداقت مطرح کن. اگر از کسی کمک میخواهی، از راه درست و از طریق آدمهای مورد اعتماد پیش برو. از اطرافیانی که بدخواهیشان را تجربه کردهای فاصله بگیر. صبحها را دریاب، با آرامش برنامهریزی کن و منتظر خبری خوش باش که نزدیک است.