پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۷

فال حافظ غزل ۷: صوفی بیا که آینه صافی‌ست جام را

مضمون: غنیمت شمردن دم

صوفی بیا که آینه صافی‌ست جام را

تا بنگری صفای می لعل‌فام را

راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی‌مقام را

عنقا شکار کس نشود دام بازچین

کآنجا همیشه باد به دست است دام را

در بزم دور یک‌دو قدح درکش و برو

یعنی طمع مدار وصال مدام را

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش

پیرانه‌سر مکن هنری ننگ و نام را

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند

آدم بهشت روضه دارالسلام را

◆ بیت شاهد فال

ما را بر آستان تو بس حق خدمت است

ای خواجه بازبین به ترحم غلام را

حافظ مرید جام می است ای صبا برو

وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

شنیدن ۱۶ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

لعل‌فام
به رنگ لعل، سرخ درخشان
عنقا
سیمرغ؛ پرنده افسانه‌ای دست‌نیافتنی
زاهد عالی‌مقام
پارسای بلندپایه؛ به طعنه، زاهد خودبین
قدح
پیاله، جام
شباب
جوانی
پیرانه‌سر
در روزگار پیری
آبخور
سهم و بهره از آب و روزی
دارالسلام
سرای سلامت؛ از نام‌های بهشت

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل با دعوت صوفی به نگریستن در آینه صاف جام آغاز می‌شود؛ یعنی حقیقت را باید در صفای دل دید، نه در ظاهر عبادت. حافظ می‌گوید راز درون پرده را از رندان بپرس، زیرا زاهد خودبین از آن بی‌خبر است. سپس تصویری درخشان می‌آورد: عنقا شکار کسی نمی‌شود، دامت را جمع کن. یعنی برای چیزی که دست‌نیافتنی است عمر را تلف نکن. بیت شاهد فال تو این است که در عیش نقد بکوش، چنان‌که آدم وقتی بهره‌اش تمام شد بهشت را هم رها کرد. پیام روشن است: فرصت‌های امروز را دریاب و آنچه در دسترس توست قدر بدان. حافظ یادآوری می‌کند که جوانی گذشت و گلی از شادی چیده نشد؛ اکنون وقت آن نیست که در بند نام و ننگ بمانی. تو را به این دعوت می‌کند که از آرزوهای دور و خیال‌های بی‌پایان به سوی کارهای ممکن و نزدیک برگردی و از همین لحظه، با یکی‌دو قدح شادی، زندگی را زیباتر کنی.

راهنمایی برای نیت شما

دنبال کمال مطلق و وصال همیشگی نباش؛ آنچه امروز در دسترس توست، از رابطه‌ای گرم تا فرصتی کاری، را جدی بگیر. یک خواسته دست‌نیافتنی را کنار بگذار و انرژی‌ات را صرف کاری کن که همین هفته شدنی است. از نگرانی درباره حرف دیگران رها شو و به لحظه حال بیشتر اعتماد کن.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال