دیوان حافظ · غزل ۸۵
فال حافظ غزل ۸۵: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
مضمون: دریافتن فرصت پیش از رفتن
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
◆ بیت شاهد فال
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پیاش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
معنی واژههای دشوار
- لب لعل
- لب سرخ و درخشان چون سنگ لعل
- به تنگ آمدن
- ملول و دلتنگ شدن، بیحوصله شدن
- بار بربستن
- آماده سفر شدن و کوچ کردن
- حرز یمانی
- دعایی برای حفاظت، منسوب به امام علی
- دمیدن
- دعا خواندن و بر کسی فوت کردن
- عشوه دادن
- فریب دادن و وعده دروغ دادن
- عشوه خریدن
- فریب خوردن، وعده دروغ را باور کردن
- چمان
- خرامان، با ناز راهرونده
تفسیر فال
ای صاحب فال، ردیف «و برفت» در این غزل مانند زنگی است که از گذر شتابان فرصتها خبر میدهد. حافظ میگوید از لب لعل یار شربتی نچشیدیم و روی ماهپیکرش را سیر ندیدیم که بار بربست و رفت. آنقدر فاتحه و حرز یمانی خواندیم و سوره اخلاص دمیدیم، اما او رفت؛ به ما وعده دادند که از کنارمان میگذرد و ما آن عشوه را خریدیم. این فال لحن هشدار دارد، اما هشداری مهربان. شاید فرصتی، رابطهای یا کاری مهم پیش روی توست و تو به امید فردا، دست روی دست گذاشتهای. پیام غزل این است که تنها دعا و انتظار کافی نیست؛ باید در لحظه حاضر بود و قدر دیدار را دانست. حافظ دریغ میخورد که حتی به وداع نرسید. تو اما هنوز فرصت داری. اگر کسی برایت عزیز است، همین حالا به او بگو؛ اگر کاری را دوست داری، امروز آغازش کن. نگذار روزی تو نیز با افسوس بگویی: سیر ندیدیم و برفت.
راهنمایی برای نیت شما
کاری را که مدتهاست به بعد موکول کردهای، همین هفته آغاز کن. اگر به کسی محبت داری یا حرفی ناگفته در دلت مانده، فرصت را از دست نده و بگو. به وعدههای مبهم دیگران تکیه نکن و برای آنچه میخواهی خودت گام بردار؛ دعا در کنار تلاش، راه را باز میکند.