دیوان حافظ · غزل ۹۱
فال حافظ غزل ۹۱: ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
مضمون: وفاداری و انتظار
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
◆ بیت شاهد فال
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بیوفا طبیب
بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بستهام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریخت وز غم عشقم خلاص داد
منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
میگریم و مرادم از این سیل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
در پای دمبهدم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فیالجمله میکنی و فرو میگذارمت
معنی واژههای دشوار
- دامن کفن
- کنایه از مرگ
- محراب ابرو
- ابروی خمیده چون محراب
- هاروت بابلی
- فرشتهای که در بابل جادو آموخت
- بازپرس
- احوالپرسی کن، عیادت کن
- غمزه
- اشاره ناز چشم
- گهر
- مروارید؛ کنایه از اشک
- شاهد
- زیباروی؛ در عرفان، تجلی جمال حق
- فیالجمله
- خلاصه، به هر حال
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل نامه دلی وفادار به عزیزی است که از نظر غایب شده. حافظ او را به خدا میسپارد و با همه دلسوختگی، باز هم از دوست داشتنش سخن میگوید. بیت شاهد پیمانی استوار است: تا دامن کفن را زیر پای خاک نکشم، باور مکن که دست از دامنت بردارم. این فال از وفاداری و عشقی پایدار خبر میدهد. شاید کسی که در دل داری اکنون دور است یا پاسخ روشنی نمیدهد، اما حافظ میگوید محبت راستین با دوری کم نمیشود. او صد جوی آب از دیده بسته تا تخم مهر را در دل بکارد؛ یعنی عشق نیازمند مراقبت و صبر است، مانند بذری که باید آبیاری شود تا سر از خاک برآورد. حافظ دست دعا برمیآورد و از طبیب دل میخواهد که از بیمار منتظر احوال بپرسد. تو نیز عزیزت را به خدا بسپار، مهرت را پاک نگه دار و بدان که وفاداریات بیثمر نمیماند و روزی پاسخ خود را مییابد.
راهنمایی برای نیت شما
اگر کسی دور از توست، دلبستگیات را با آرامش نگه دار و او را به خدا بسپار. وفاداری به معنای فراموش کردن خود نیست؛ از خودت هم مراقبت کن. مهرت را با رفتارهای کوچک و صادقانه نشان بده و برای نتیجه شتاب نکن. بذری که با صبر آبیاری شود، به وقت خود جوانه میزند.